روایت ۱۸۱: تجارت و بازاریابی به عنوان حرفه ای برای نابینایان؛ قسمت اول: فرصت ها و تهدیدها

الف) مقدمه

برداشته شدن تحریم، به مثابه حذف برخی دیوارهایی است که قهراً اقتصاد ایران با آن مواجه بوده و از طریق محدودیت در تعداد طرف های تجاری و هم چنین طولانی شدن
مسیرها، ارتباط با دنیای خارج را با مشکل مواجه می ساخت. پیش بینی ها حاکی از ان است که ایران پساتحریم بستر بزرگی از فرصت های طلایی را پیش روی کسانی باز می کند که بموقع از آن بهره مند شوند.
کلیه ی فعالیت های اقتصادی دنیا به دو دسته ی تجارت و خدمات و یا ترکیبی از این دو تقسیم می شوند. ارائه ی خدمات معمولاً نیازمند سرمایه ی کمتر و مهارت بیشتر است. تجارت نیز مهارت لازم دارد و ریسک های بیشتری به همراه می آورد اما بخشی از زحمت فردی بر دوش سرمایه می افتد. مثلاً شب ها که خوابیده اید فروشگاه آنلاین شما همچنان برایتان کسب درآمد می نماید.

مشکل دیگر فعالیت های خدماتی این است که شدیداً وابسته به زمان هستند. مثلاً اگر انجام یک صفحه ترجمه یک ساعت وقت بگیرد، انجام هزار صفحه ترجمه فقط کمی کمتر از ۱۰۰۰ ساعت زمان می طلبد. به همین دلیل بسیاری از افراد بعد از مدتی به سقف رشد خود می رسند و امکان پیشرفت بیشتر ندارند. در شرکت نوپندار تا به حال بارها این تجربه را داشته ایم که انجام یک پروژه ی بزرگ مثلاً به مبلغ ۹ میلیون تومان به ما پیشنهاد شده ولی کارفرما درخواست کرده که حداکثر طی ۲ هفته کل ترجمه ها به اتمام برسد. در اکثر این موارد مجبور به عدم پذیرش پروژه شده ایم زیرا به ازای هر صفحه ترجمه باید یک ساعت وقت صرف شود و نیروی کار ماهر با قیمت مناسب برای انجام آن حجم کار را نداریم. در چنین مواقعی همیشه این فکر به ذهن من می آید که اگر به جای یک خدمت، کالایی به مردم ارائه می دادم با محدودیت زمان و انرژی مواجه نمی شدم.

ب) چه کسانی می توانند تجارت یا بازاریابی کنند؟

اولین شرط ورود به بازار تجارت، علاقه به خرید و فروش است. کسانی که این علاقه را در خود نمی بینند که کالای الف را با قیمت A تومان بخرند و با قیمت A+B تومان بفروشند نمی توانند تجارت کنند مگر این که طرز فکر خود را تغییر دهند یا مهارت های لازم را برای تبدیل کردن A به A+B کسب نمایند. اینجا مهارتی به نام بازاریابی مطرح می شود که عده ای در آن بسیار زبردست و عده ای ناآزموده و تازه کار هستند. مثلاً اگر کالای الف را به خانم X نشان دهید به سرعت می گوید که آیا فروش خواهد رفت یا نه؛ ولی اگر به شخصی مثل من نشان دهند نظر دادن درباره ی میزان فروش آن برایم بسیار دشوار خواهد بود.
تجارت از دو بخش سرمایه گذاری و بازاریابی تشکیل می شود. فعلاً درباره ی اجزای ترکیبی مثل تولید یا بازارسازی صحبت نمی کنیم. سرمایه گذاری را کسی به انجام می رساند که سرمایه داشته باشد. بازاریابی اما مستلزم سرمایه نیست بلکه مهارت های ارتباطی برای شناخت بازار و قانع کردن مشتری را می طلبد.

پ) فرصت های نابینایان برای تجارت و بازاریابی

تجربه نشان داده نابینا از عهده ی خرید و فروش کالا بر می آید. این کار را می تواند هم با شیوه های حضوری، هم تلفنی، آنلاین، پیامکی و هم بسیاری تکنیک های مدرن دیگر به انجام برساند. به عنوان مثال اگر کسی ۳۰۰ هزار تومان سرمایه داشته باشد با شرکت در کلاس های طراحی سایت و بعد هم کلاس های WordPress که راوی گذاشته می تواند یک فروشگاه آنلاین دارای مجوز رسمی دولتی و درگاه پرداخت آنلاین با وردپرس برای خود درست کند. قوانین اخیر کشور، در پی ترویج پول مجازی و کسب و کارهای آنلاین هستند به طوری که سازمان توسعه ی تجارت الکترونیک، تمام مراحل کسب مجوز فعالیت آنلاین را به صورت غیرحضوری و با طی کردن مراحل اینترنتی به انجام می رساند و مجوز فعالیت شما را با صرف هزینه ی تقریبی ۱۰۰ هزار تومان صادر می کند. این مجوز را به نام نماد اعتماد الکترونیک می خوانند. بر خلاف گذشته، برای دریافت این مجوز نیاز به ثبت هیچ گونه شرکت و پرداخت رسمی مالیات نیست مگر برای کسانی که حجم فعالیت اقتصادی آنها زیاد باشد یا بخواهند وارد حوزه های خاص مثل تجارت دارو بشوند.
بانک ها که قبلاً درگاه پرداخت آنلاین خود را تنها به شرکت ها می دادند و از هر تراکنش ۲ یا ۳ درصد کارمزد کسر می کردند اکنون کارمزد را صفر درصد نموده اند و درگاه پرداخت آنلاین را به تمام اشخاص حقیقی بدون نیاز به ثبت شرکت یا پرداخت هزینه ارائه می دهند. مثلاً با داشتن یک حساب در بانک ملت می توانید درگاه پرداخت آنلاین ملت را دریافت کنید مشروط بر این که نماد اعتماد الکترونیک را نیز طی مدت کوتاهی پس از دریافت این درگاه به دست آورید. درگاه های واسط مثل زرین پال، پارس پال و جهان پی نیز هستند که تبادل وجوه شما را با کارمزدی اندک و بی نیاز از طی کردن مراحل بانکی به انجام می رسانند.

ت) تهدیدهای نابینایان برای تجارت

در حوزه ی تجارت، مهم ترین تهدید مربوط به سرمایه است. کسی که فرضاً ۵ سال کار کرده و ۲۰ میلیون تومان پس انداز نموده، به هیچ وجه سوژه ی خوبی برای انجام یک سرمایه گذاری ۲۰ میلیونی نیست ولی شخصی که ۲۰۰ میلیون سرمایه دارد سوژه ی خوبی برای پذیرش یک ریسک ۲۰ میلیون تومانی به شمار می رود به شرطی که ریسک منطقی باشد. فردی با ۲۰ میلیون تومان پس انداز نباید سرمایه گذاری بالاتر از ۲ میلیون تومان انجام دهد مگر در مواردی با ضریب اطمینان بسیار بالا! هرگز با این تصور که سود زیادی خواهم کرد تمام تخم مرغ های خود را در یک سبد نریزید.

ث) تهدیدهای نابینایان جهت بازاریابی

طی تجاربی که شخصاً در چند پروژه ی بازاریابی کسب کردم و نکاتی که در نوشته های اخیر توسط دوستان یادآوری شد، اگر یک فرد بینا یا نابینا بخواهد فعالیت بازاریابی بدون سرمایه گذاری روی کالایی خاص انجام دهد ممکن است با مشکلات زیر مواجه گردد:
۱- بعضی اشخاص فاقد روحیه و علاقه به فعالیت در حوزه ی خرید و فروش هستند.
۲- کسی که مهارت بازاریابی را ندارد وقت می گذارد و زحمت می کشد اما هیچ درآمدی کسب نمی کند.
۳- بعضی اشخاص، هیچ شبکه ی ارتباطی به جز اعضای فامیل خود ندارند و این گستره به قدری بزرگ نیست که بتواند برایشان درآمدزا باشد.
۴- گاهی کالایی که برای بازاریابی به آن شخص داده می شود بازارپسند نیست یا بازارش به قدری اشباع شده که عرصه ی رقابت را بر تازه واردین تنگ می سازد. در این صورت، افراد ناوارد مجبور به ترک آن بازار یا دست زدن به تکنیک های بازاریابی غیراخلاقی می شوند.
۵- اگر بازاریاب هیچ تخصصی برای تشخیص کیفیت کالا و بازارهای هدف آن نداشته باشد نمی تواند از عهده ی برقراری ارتباط با مشتریان حرفه ای برآید. به عنوان مثال، هنگامی که من برای اولین بار گل رز هلندی را از تولیدکننده گرفتم و به یک گلفروش فروختم گلفروش ادعا کرد این گل ها کوچک هستند و با قیمتی که تو عرضه می کنی نمی ارزند. من قادر به تشخیص قیمت و کیفیت نبودم. در پروژه ی بازاریابی برنج نیز عین همین اتفاق برایم افتاد.
۶- گاهی عمده فروش یا واردکننده، کالا را به بازاریاب با قیمت نسبتاً بالا عرضه می کند طوری که او امکان فروش با قیمت مناسب را ندارد.
۷- اگر بازاریاب مجبور باشد کالا را ابتدا از تامین کننده بخرد و سپس به سایرین بفروشد، چنانچه فروش نرفت روی دستش می ماند و ضرر می کند.
۸- در مورد کالاهای فاسدشدنی در صورتی که جنس به سرعت فروش نرود تضییع می گردد.
۹- بعضی محصولات نیازمند ارائه ی ضمانت یا خدمات پس از فروش هستند که بازاریاب از عهده ی این کار بر نمی آید.

ادامه ی مقاله را در روایت ۱۸۳ با موضوع راهکارها مطالعه کنید. روایت ۱۸۲ ادامه گفتگو با سعید صادق پور مدیرعامل شرکت پکتوس خواهد بود.

درباره جواد حسینی:

من جواد حسینی متولد 14 آذر 1361 در شیراز و فارغ التحصیل رشته مهندسی آب دانشگاه آزاد شیراز هستم. به دلیل فامیل بودن والدینم از 20 سالگی بر اثر RP به تدریج نابینا شدم و به شهر شب های روشن پیوستم تا دوستان خوبی مثل شما پیدا کنم. چند سالی کارهای پژوهشی برای موسسات دانشگاهی انجام می دادم و اکنون حدود 9 سال است با موسسات بین المللی به عنوان مترجم و جهت ناشرین به عنوان گوینده و دوبلور فیلم های آموزشی فعالیت می کنم. از سال 87 یک شرکت و فروشگاه آنلاین دارم که با کلیک روی نام نوپندار می تونید اون رو ببینید. از سال 91 با سایت ایران راوی در خدمت نابینایان کشور هستم. اطلاعات بیشتر درباره جواد حسینی
نقش: مشترک
57 نوشته ی وی را ببینید

1 thought on “روایت ۱۸۱: تجارت و بازاریابی به عنوان حرفه ای برای نابینایان؛ قسمت اول: فرصت ها و تهدیدها

  • سلام راستی الفبا ی بورس را گرفتید یا نه
    اگر گرفتید از شما خاحش میکنم در سایت بگذارید
    چون این مطالبی که نوشتید در آنجا به شکلی دیگر گفته شده
    اگر نگرفتید رمزم را در آپلود سنتر تغییر دهید تا آپلود کنم
    یک رمزی ساده باشه
    متشکرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برچسب‌ها:, , , ,


تمام ایمیل ها و تماس های تلفنی سریعاً پاسخ داده می شوند ولی چنانچه از یک روش تماس پاسخ نگرفتید حتماً با روش دیگر تماس حاصل نمایید
Mobile: )+98( 9354167938 (Javad Hoseini) Tel: )+98-71( 36347903
info@irannopendar.com
طراحی سایت در آذر 87 توسط: ایران نوپندار
برای لود این صفحه 84 عملیات در 1 ثانیه انجام شد.